باز در ميان كوچه ديدم بي وفاي خويش را باز گم كردم ز شادي دست و پاي خويش را گفته بودم بعد از اين بايد فراموشش كنم ديدمش از ياد بردم گفته هاي خويش را تا به من نزديك شد گفتم سلام اي آشنا گفتم اما هيچ نشنيدم جواب خويش را
برچسب:
نویسنده: رویا کریمیان
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 21:27